BazarMa.Com
بازارما.كام
 
ساختن تقدیر و سرنوشت
 
 

«همه چیز امکان پذیر است»

«ناپلئون بناپارت»می گوید:«دنیا بر نیروی خیال حاکم است.» «هنری پیچر»فیلسوف مشهور در این مورد گفته است:«روح بدون خیال مثل رصدخانه بدون تلسکوپ است.»در اصل«خیال»یکی از مهمترین استعدادها و قابلیتهای فکر انسان می باشد.به عبارت دیگر تخیل توان آن را دارد تا ایده ها و نظرهای بشر را انعکاس دهد و بر اندام آن لباس مناسب بر تن نماید و آن را آشکار نماید.«خیال»وسیله محکمی است که به وسیله هنرمندان،شاعران،نویسندگان،مخترعان و دانشمندان مورد استفاده قرار می گیرد و به وسیله همین قدرت در عمق حقیقت اثر می گذارند و می توانند به کشف اسرار عالم بپردازند.زمانی که همه دنیا یک صدا فریاد می زنند این امر امکان پذیر نیست!چنین کاری ممکن نیست!فردی که فکر مهار شده داشته و بر قدرت خیالش تسلط دارد یک تنه در برابر همه ادعاها می ایستد و محکم می گوید:«خیر!این طور نیست.این کار شدنی و امکان پذیر است.»با توجه به این مطلب هر فردی قادر است نیروی فکر و خیال خویش را با سرافرازی و نشاط و شادمانی و ثروت پر کند نه با بیچارگی و نگرانی و یأس و ناامیدی.اگر تصمیم دارید که امیال و نیازهایتان را برطرف کنید شکل درستی از آنها را به درونتان راه دهید و صداقت درونتان را احساس کنید.این چنین است که قدرت کافی را برای انجام آنها به وجود خواهید آورد.آنچه را که به عنوان واقعیت قبول کرده و به آن پایبند هستید اگر به آن یقین داشته باشید،سرانجام روزی می بینید که حقیقت می یابد.ء

«آرزویش را با قدرت خیال به واقعیت تبدیل کرد»

یک تاجر موفق برایم شرح داد که:«کارم را از یک حجره محقر آغاز کرده ام،اما همیشه در رؤیا خود را مشاهده می کردم که صاحب یک شرکت عظیم هستم و شعبه های شرکتم در همه کشور مشغول به فعالیت است.هر موقع که فرصتی می یافتم خود را در حالی مشاهده می کردم که رئیس کارخانه ها و فروشگاههای بزرگی شده ام.ایمان داشتم که آن رؤیا حتمآ به واقعیت می رسد و آن را با چشم می بینم.مدتی طول نکشید که گشایشی در کارم به وجود آمد و مجبور شدم از آن حجره به ساختمان عظیمی منتقل شوم.آنوقت کم کم چند شعبه نیز در اطراف شهر زدم.بر طبق قانون جاذبه،دوستان و همکاران و اشخاصی را به طرف خود کشاندم که همه میل داشتند در پیشرفت کار سهیم باشند.»در این جریان مشاهده می کنیم که او به شکل ذهنی خود عمیقآ یقین داشته است و با قدرت خیال آنها را در گستره ذهنش رشد داد تا قادر شد آنها را به واقعیت تبدیل کند،تا جایی که الان او رئیس یکی از بزرگترین شرکتهایی است که هزاران شخص در آن به کار سرگرم هستند و روزی می خورند.ء

«خوشبخت کردن برادر با تصورات مثبت»

یک دختر دانشجوی کالیفرنیای جنوبی که نگران وضعیت برادرش بود،طبق راهنمایی های من شروع به تمرین کرد و در عالم خیال برادرش را دید که از فقر و تنگدستی رها شده و وضعیت عالی و خوبی پیدا کرده بود و شادمان و خوشحال به او می گوید:«خواهر جان!اکنون دیگر آدمی موفق و ثروتمند هستم و از مال دنیا چیزی کم ندارم.»او این تصورات را حقیقی می دانست و هیچ شکی درباره آن به خودش راه نمی داد.هر شب به آن فکر می کرد و یقین داشت موقعی موفق می شود که ضمیر درونش را از آن سیراب کند.بیشتر از دو ماه نگذشته بود که رئیس شرکتی که برادرش در آنجا مشغول کار بود،سمت جدیدی به او پیشنهاد کرد و حقوقش زیاد شد و ماشینی هم به او دادند و همچنین در مسابقه ای که شرکت کرده بود جایزه هنگفتی نصیبش گردید.این دختر جوان موفق شد تا آنچه را که به درونش داده بود از ذهنیت به عینیت درآورد و برادرش را مشاهده کرد که چطور با صورتی سرخ شده و لبی خندان پیشش آمده تا موفقیت خودش را اعلام کند.ء

«قدرت خیال معجزه می کند»

شما قادر هستید برکت و نعمت و ثروت را در جایی که نیست در ذهن مجسم کنید.موقعی که تفاهم نیست صلح را تصور کنید و یا سلامتی را در موقع مریضی مشاهده نمایید.قدرت خیال هر چیزی را در بردارد و سرمایه و نعمت و زیبایی و خوشی و خلاصه هر چیزی که در این جهان وجود دارد در دست اوست.ء

«به راحتی طلبکاریش را از مشتری بدحساب وصول کرد»

دوستی دارم که تاجر موفقی است.یکی از خریدارانش ده هزار دلار به او بدهی داشت و به هیچ طریق حاضر به دادن آن نبود.یکی دو سالی طول کشید و هر دفعه که دوستم بدهیش را می خواست،او امروز و فردا می کرد.دوستم راضی نمی شد که با وجود داشتن مدرک به دادگاه شکایت کند چرا که عقیده داشت آنها با هم نان و نمک خورده اند اما با این حال از بد حسابی او خیلی عذاب می کشید و عصبانی بود.به پیشنهاد من،دوستم حالت روحی اش را عوض کرد و در خیال خودش بدهکارش را آدمی صادق و متمکن تصور کرد.در روز چند دفعه با خودش تنها می شد و در تخیلش او را مشاهده می کرد که بدهیش را پرداخته است.سپس خودش را مشاهده کرد که پشت میزش نشسته و نامه سپاسگذاری برای او می نویسد و برایش آرزوی موفقیت و کامیابی می نماید.ده روز بعد پاکتی از طرف بدهکارش آمد که حاوی چکی به مبلغ ده هزار دلار بود و داخلش نامه ای قرار داشت که در آن نوشته بود:«در این چند روزه ثانیه ای از فکر شما غافل نبوده ام و می خواستم بدهکاریم را کامل پرداخت کنم و شرمنده شما نشوم.در هر صورت به خاطر تأخیری که افتاد عذر می خواهم،امیدوارم یک روز بیایم و علتش را شرح دهم.»او الان این مطلب را به خوبی می داند که تصویری را که با یقین به ذهنش می دهد،ضمیر درونیش آن را ثبت می کند تا انجام شود و طبق علاقه صاحبش رفتار کند.از این مطلب می توان نتیجه گرفت که اگر در شکل ذهنی ما تغییر رخ دهد هر چیزی قادر است اتفاق افتد و همه چیز دگرگون گردد.ء

«معماری و مهندسی آینده خود»

این مطلب را دوباره می گویم که همه اختراعات آدمی از آتش تا رادیو،تلویزیون،رادار،ماهواره و غیره اول در فکر آدمی شکل گرفت و بعد به مرحله عمل درآمد.فکر،نیرویی نامتناهی است و از لایه های آن زیباترین و دلنوازترین نواهای موسیقی و هنر و نقاشی بیرون می آید تا به صورت عینی و واقعی آشکار شود.لازم است تنها لحظه ای به شاهکارهای یک معمار نگاه کنید!به طور مثال شهری را که با پارک و میدان و استخر و غیره ساخته است،در نظر بگیرید.آیا هیچ فکر کرده اید که او در خیال خود اول همه را مجسم کرده و بعد آن را به روی برگه آورده است و بهتر بگویم نخست هر طرحی را در فکرش رشد داده و سپس به روی کاغذ منتقل کرده است و در اصل این گنجینه درونیش بوده که به خارج سرایت کرده و به صورت شهری جدید و آسوده برای مردم و هموطنانش درآمده است.شما هم معمار و مهندس آینده خود هستید.شما هم از همین حالا قادر هستید با نگاهی که به یک دانه بلوط می کنید آن را به صورت جنگلی پر از چشمه و رود در ذهنتان تجسم کنید.شما نیز قادر هستید با نگاهی درونی به یک بیابان،آن را پر از گل و سبزه تصور کنید.افرادی که از نیروی خیال و مشاهده بهره مند هستند،همان هایی هستند که در چنین صحراهای خشکی،آب یافتند و شهرهای بزرگی را به وجود آوردند.اما مردمان قبل از آنها چنین فهمی را نداشتند.ء

«تبدیل بیابان خشک به شهری آباد»

ده سال پیش زمینی را از مردی خریدم که او ماجرای جالب و شگفتی را برایم تعریف کرد.او گفت:«در حدود سالهای هزارو نهصد و سی که وضع اقتصادی مملکت خراب بود،من و همسرم با روحیه و اعصابی خراب،به منطقه ای دیگر می رفتیم،هنگام حرکت مجبور شدیم از بیابان خشک «نوادا» بگذریم.زمانی که به اطراف «آپل» و یا دره «سب» رسیدیم من به همسرم گفتم می خواهم خیال کنم که این محل چه آینده ای خواهد داشت و چنین گفتم:«همه اشخاصی که باید از اینجا عبور کنند.ناچار می شوند تا در این محل توقف کنند و مدتی طول نمی کشد که اینجا به صورت منطقه ای آباد درمی آید و من از الان مدرسه و ساختمان و کارخانه های آن را مشاهده می کنم.من خطا نمی کنم و هم اکنون می روم و قطعه زمینی می خرم.»همین کار را هم کردم و زمینی را خریدم.زمانی نگذشت که حدسم درست در آمد و این محل آباد شد و جمعیت زیادی در آن سکنی گزیدند و همان چیزی را که در خیال تصور کرده بودم در واقعیت مشاهده نمودم.بهای زمینم روز به روز بیشتر می شد.ثروتی که با آن اندوخته ام شاید قابل توجه نباشد اما تخیل من اشتباه نکرد و البته به وسیله همین نیروی درونی به سرمایه ای قابل توجه رسیدم و از آن وضعیت فلاکت بار نجات یافتم.حتمآ پیش از من هزاران نفر از این مسیر عبور کرده بودند اما فقط من بودم که چشم اندازی دیگر را مشاهده کردم و بهره اش را هم بردم.»ء

«سلامتی،توانگری،عشق وتجلی آنها»

خانم معلمی که به قول خودش به طور مرتب به سخنان من در رادیو گوش می داد گفت:«من چهار واژه اصلی زندگی که شما سفارش کردید بایستی در ضمیر باطن جای داد را در دفتر یادداشتم با حروف بزرگ نوشتم که عبارت بودند از: سلامتی،توانگری،عشق و تجلی آنها. جالب است بدانید که من تا مدتها قبل دختری بیمار و ناتوان بودم و پولی هم نداشتم و ازدواج نیز نکرده بودم.مدتها بود که دنبال موقعیتی می گشتم تا حداقل بتوانم در کالجی درس بدهم.در زیر واژه سلامتی خط کشیدم و نوشتم:من کاملآ سلامت هستم،پروردگار،سلامتی من است.زیر واژه توانگری خط کشیدم و نوشتم:سرمایه های جهان برای من است و من الان فرد ثروتمند و توانگری هستم.زیر واژه عشق نوشتم:من با عشق عروسی می کنم و زندگی موفق و شادمانی خواهم داشت و در مورد آخری نوشتم:هوش و عقل الهی هدایتگر من است و در کارم راهنماییم می کند و راه صحیح را به من نشان می دهد و درآمد لازم را نصیبم می نماید.هر صبح و شب با ایمان کامل نوشته هایم را مرور می کردم و یقین داشتم که همه این خواسته هایم به وسیله ضمیر درونم به واقعیت خواهد رسید.سپس به بررسی وضعیت زندگیم در آن حال می پرداختم و به آن نگاه می کردم.به طور مثال دکترم را مشاهده می کردم که با یقین به من می گوید:حال شما بسیار خوب شده و سلامت هستید.مادرم را می دیدم که با شادی می گوید:وضعیت اقتصادیت خوب شده و دیگر ناراحتی نداریم و می توانیم به سفر برویم.آه که چقدر خوشحال و شادمان هست!بعد کشیشی را مشاهده می کردم که در حال خواندن خطبه عقد من می باشد:من الان شما را زن و شوهر اعلام کردم.» و سنگینی حلقه ازدواج را بر انگشتم احساس می کردم.مدیر مدرسه ام را می دیدم که می گوید:«من بسیار ناراحتم که شما از مدرسه ما می روید.اما از سویی خوشحالم که به کالج مشهوری انتقال یافته اید،به شما تبریک می گویم.»من هر روز به مدت پنج دقیقه مشغول این تصورات و احساسات لذت بخش می شدم و یقین داشتم که این تصاویر در اعماق ضمیرم قرار می گیرد تا در موقع مشخص مرا به هدفم برسم.فقط سه ماه طول کشید تا آرزوهایم که بر پایه نظم معینی که در ذهنم شکل بسته بود جنبه واقعی و ظاهری پیدا کرد و به همه آنها دست پیدا کردم.در اصل او به این امر مهم آگاهی یافته بود که در باطن ما یک بافنده ای وجود دارد که تار و پود امیال و آرزوهایمان را می بافد و اعتقادات و آرزوهای ما را در قالب هایی می ریزد و هر چه می خواهیم را برایمان آماده و مهیا می نماید.ء

«حرکت دادن تصاویر ذهنی»

یکی از خصوصیات شگرف انسان در این است که هیچ زمانی بدون فکر و خیال نمی گذرد،چه فکر و خیال سازنده و چه ویران کننده!و اصولآ فکر است که به شکل تصویر ذهنی درمی آید.فردی که دچار بدبختی است همیشه خود را در فقر مشاهده می کند.همین طور شما زمانی که قصد ازدواج کردید،شکلهای صحیح و روشنی به ذهن سپردید و با نیروی خیال صحنه ها را به روشنی پیش چشم خود مجسم کردید،عاقد را دیدید که در حال خواندن خطبه عقد است،دوستان و خویشان خود را مشاهده کردید و انگشتری را که بر انگشت داشتید را احساس کردید و بعد هم به ماه عسل رفتید.همه اینها در فکر شما رخ داده است.همچنین قبل از اتمام درستان خود را در دانشگاه دیدید،حتی استاد یا رئیس دانشگاه را مشاهده می کردید که گواهینامه و مدرک تحصیلیتان را به دستتان می دهد.دوستانتان را که لباس مخصوص پوشیده اند را مشاهده کردید.حتی همسر و والدین را که به شما تبریک می گویند،می دیدید و بوسه هایشان را احساس می کردید.همه اینها صحنه های هیجان انگیز و شورانگیزی بودند.این تصاویر در ذهن شما آشکار می شوند و مشخص نیست از کجا آمده اند،اما این را می دانید و بایستی بدانید که پروردگار است که باطن شما را به تصویر می کشد و در قالبهای مخصوصی می ریزد که فقط خود شما می توانید ببینید و سپس به آنها زندگی و حرکت دهید.در اصل این تصاویر ذهنی شما به حرف درمی آیند و می گویند تنها به خاطر شماست که ما زنده ایم.ء

«موفقیت در بازار بورس»

دوستی دارم که در بورس کار می کند.او آدم جالبی است چرا که تجاربش را صادقانه در اختیار همه می گذارد تا به گفته خودش،همه ثروتمند شوند و خودش هم به جایی برسد که رسید.شگفت آنکه خیلی از اشخاصی که ب ایده های او نگاه کرده اند ثروتمند شده اند.او هم موفق شد و از کارمندی ساده به معاونت شرکت رسید.او راهی بسیار آسان دارد بدین ترتیب که:پیش از آمدن به سر کارش،چند لحظه ای را با خودش خلوت می کند و روحش را از اضطراب دور می نماید.سپس در ذهنش،سرگرم صحبت با جمعی از مشتریانش می شود و آنها را مشاهده می کند که او را می ستایند و به او تهنیت می گویند و از گزینشی که کرده بسیار راضی و خشنود هستند.او این صحنه رابطه با مشتریانش را به صورت داستان جذاب و زیبایی در ذهنش به تصویر می کشد و صحبتها و کلماتی که مابینشان انجام شده را در باطنش ضبط می کند.این کارگزار بورس در روز بارها به بایگانی درونش رجوع می کند و شکلهای ذهنی را از عمق آن خارج می کند و پیش چشم می آورد.او در این مدت،کارهای بسیاری برای مراجعه کنندگانش انجام داده و با راهنمایی هایی که به آنها کرده سود زیادی را نصیبشان نموده است.در اصل این فرد به درک این مطلب رسیده که آنچه به باطن بدهیم و به آن یقین داشته باشیم عاقبت وقوع آن را در زندگی بیرونی مشاهده می کنیم.ء

«ایجاد سناریوی موفقیت»

تصویر ذهنی،شکلی ثابت است که در عمق ذهن قرار می گیرد تا در زمان مطلوب آشکار گردد.برای آشکار شدن افکار و تصاویر ذهنی خود خوب است داستان و سناریویی را درست کنید و خودتان کارگردانش باشید.آنچه در ذهنتان مجسم کرده اید بر ضمیرتان بتابانید.پس از مدتی این روش می تواند نتیجه بسیار خوبی بدهد و آنچه را که در باطن خود مشاهده کرده اید،سرانجام بر روی پرده واقعیت منعکس می شود و آنچه پیدا نیست آشکار می شود.ء

«غرق شدن در نیازها و خواسته های خود»

در علم خیال پردازی اول بایستی قدرت خیال خود را منظم و مرتب کنید و بدین وسیله این نیروی شگرف وجودتان را متحیر و سرگردان نکنید و به حال خودش رها ننمایید.آگاه باشید که علم و کمال آنچه را که خالص است انتخاب می کند و با ناپاکی ها کاری ندارد.به طور مثال اگر بخواهیم یک ماده ناب شیمیایی تهیه کنیم اول باید همه مواد اضافی آن را تجزیه کنیم و بزداییم.در علم تخیل نیز بایستی همه ناپاکی های ذهنی را پاک کنیم و به طور مثال هر نوع حس تنفر و حسادت و ترس و نگرانی را از دل بزداییم و آنچه ما را از رسیدن به یک زندگی خوب و عالی منع می کند از ذهن و روح خود دور نماییم.باید از لحاظ ذهنی و روحی در نیازها و خواسته های خود غرق شویم و به گونه ای آنها را مشاهده کنیم که انگار در عالم واقعیت نیز ظاهر شده اند و قابل مشاهده هستند.ء

«دلیل اثر نکردن بعضی از تصاویر ذهنی منفی»

سؤال:کاسبی از محل کار به منزل می آید،زمانی که با خودش تنهاست افکار منفی را به ذهنش راه می دهد.خود را شکست خورده مشاهده می کند،قفسه های مغازه اش را خالی می بیند و حساب بانکی اش را صفر تجسم می کند و حتی مغازه را هم بسته می بیند،با این حال وضعش همچنان خوب است و هیچ مانعی ندارد،چرا؟!جواب این است که این تصویرسازی منفی،کذبی است که از حقیقت دور شده است.در واقع این افکار،ترسی است که در فکر مریض آن کاسب شکل گرفته است چون که نه شکستی در کار است و نه حساب او صفر شده و نه مغازه اش بسته شده است.به واقعیت نپیوستن این افکار منفی به شرطی خواهد بود که این افکار را به صورت فکر مشخص نگه ندارند و به آن ادامه ندهد و الا اگر این گونه تصاویر و تخیلات را تکرار بکند،هر چه دیده همانطور می شود و آن افکار به ظهور در می آیند.او در گزینش این دو پدیده شکست یا پیروزی آزاد است.باید مراقب باشد که شکل شکست را از فکرش محو کند و تصویرهای مورد علاقه و خوشایند را به ذهنش راه دهد.ء

«به اصول و قواعد ذهن احترام بگذارید»

تصویرهای دلخواه خود را به ذهنتان بدهید،تصویرهایی را که پر از شادمانی،کامیابی،موفقیت،توانگری،قدرت،آرامش و دیگر خوبیها و کمالات است و کاملآ درک کنید که هر چه را که در کشتزار وجودتان بکارید و هر چیزی را که در آن بپرورانید همان را برداشت و درو می کنید.به عبارتی دیگر هر کسی زاده تصور خویش است و این نیروی تصور و خیال است که دنیای انسان را می سازد و تکمیل می کند.به اصول و قواعد ذهن احترام بگذارید و به آن اعتماد کنید تا برای شما برکت و شادی و سلامتی به همراه بیاورد.ء

«احتیاج به دگرگونی درونی»

در صورتی که قصد کمک به دیگران را دارید،اول احتیاج به دگرگونی درونی خواهید داشت و این علم و بینشی بالاست که به قدرت عجیب درون روی می آوریم.و همین توان است که عکس العمل مناسب را در مقابل نیازهای ما نشان می دهد و باعث گرفتن جواب مطلوب می شود و ما را قادر به کسب شجاعت و دانش و خرد لازم و کافی برای رویارویی با مشکلات زندگی می نماید.به این طریق است که شور و شوقی در ما به وجود می آید و روحیات و افکار مأیوسانه در ما از بین می رود و روحیه جدید جای آن را پر می کند.ء

«محو افکار منفی و ناپسند»

خواسته و نیت خوب و مثبت را نمی توان با حالتهای ناراحت و عصبی و پژمرده آشکار ساخت.در صورتی می توانیم بر مشکلات و موانع فائق آییم که حقیقت هر موضوعی را درک کنیم و به اصل آن رسیده باشیم.این را بدانید که اگر عمیق و ژرف به وجود نیروهای قدرتمند در نهاد خود آگاه شویم همه افکار منفی و ناپسند از زندگیمان محو خواهد شد و دیگر آن افکار در ذهنمان جایی نخواهد گرفت.ء

«کار دنیا اتفاقی نیست»

کار دنیا اتفاقی نیست یعنی اتفاقی و بدون حساب نمی توان یک از شبه از فقر و تنگدستی و بدبختی به ثروت و مقام و خوشبختی رسید،همچنین بدون حساب نمی توان یک غریق را از خفه شدن نجات داد و یا از دیدار یک پولدار،به پولی رسید.این واقعیت آسان را همیشه پیش رو داشته باشید که شما در هر ثانیه ای از زندگی،اخلاق و رفتار و شخصیت و توان روحی روانی خود را مشخص می کنید و همین صفات است که تقدیر شما را رقم می زند نه یک اتفاق.همه قدرت و هوش و عقل خود را به کار بیندازید تا بیشتر از قدرتهای وجود خود آگاه شوید.در آن زمان است که می توانید به بلندای موفقیت و خوشبختی زندگی برسید و از این سیر پر هیجان،غرق در شادی و کامیابی شوید.ء

«نتایج آشنایی با اصول هستی»

فردی که با اصول هستی آشنایی دارد و پر تلاش و مبتکر است و از اعتماد و اطمینان به نفس بهره مند است در کارهایش موفق و پیروز است.حتی اگر با غریبه خیرخواهی که قصد یاری دارد دوست نشود و یا با انسان با نفوذ و مردم داری طرح آشنایی نریزد و یا در مسابقه ای برنده نشود!این شخصیت انسان است که او را بالا می برد و یا بر زمینش می زند.اکنون اگر میل دارید از خاک بلند شوید و دگرگونی مثبت در زندگی خود ایجاد نمایید اول از پروردگار متعال بخواهید تا احتیاجاتتان را برآورده کند.اوست که به کمک شما می آید.حتی اگر تصمیم گرفته اید که دارای صفات عالی بشوید،می توانید با تمرینهای روحی و ذهنی به هدف خود نائل شوید.ء

«« First | 1 | 2 | End »»

 
 

 

 

خبرنامه سايت
عضويت رايگان
"به اعضاي 7000 نفري بازارما بپيونديد"

نام:ء ........
ايميل:ء

آمارهای مختلف سایت
Google Page Rank

.قرار دهيدn 1024 by768 pixels براي استفاده از اين سايت دقت صفحه نمايش خود را بر روي
.هر گونه كپي برداري از قسمت يا همه اين طرح غير قانوني بوده و پيگرد قانوني خواهد داشت
.كليه حقوق اين سايت براي خانواده بزرگ بازارما محفوظ مي باشد
پشتيباني هاست و دامين: شركت هاستينگ اهواز وب