اس ام اس هاي آسماني
بخش اول
با سواد، كسي است كه بتواند، كتاب خودش را بخواند.
وقتي دلت سوخت، مراقب باش، دودش در چشم كسي نرود!
آيا در فراموشي، شنا كرده اي؟
بارت كه سنگين شد، كندتر جركت مي كني!
برخي ميسوزند، برخي ميسوزانند، برخي هم بهشتند!
بعضي نان دلشان را مي خورند و بعضي چوب دلشان را !
اگر همه مي خواستند، ديگر توانايي، طلا نبود.
بخش دوم
روزها را با بي حوصلگي، خط نزن!
آموختن را بياموز!
از خودت كه مي گذري، به خيلي چيزها رسيده اي!
به چهارراه بعضي ها كه ميرسي، هميشه چراغ قرمز است!
از عمق كه مي گويي، در سطح نمان!
خستگي ات را با هيچكس قسمت نكن!
آدم خاكي، بايد كه ميل شكفتن در او باشد.
بخش سوم
كوچه خلوت دلم، به سرزدني مي ارزد.
به سفر كه مي روي، بالهايت را فراموش كن!
آيا قول داده ايم كه فكرمان به ما بيايد؟
ديگران را با خودشان، بسنج!
گاهي اوقات براي خودت هم، دستي تكان بده!
هميشه سفر كن! حتي اگر شده از اين سر اتاق به آن سر.
خوشبختي، خود تويي، در آيينه ديگران مجو !
بخش چهارم
نگاهت را به هر چه بدوزي، به آن وصل شده اي!
وقتي خورشيد مي آيد، آسمان، غرق نور مي شود.
آيا مي داني ارتفاع، طول و عمق نگاهت چقدر است؟
پرواز، فروختني نيست!
ريشه ها به عمق مي روند كه درخت ها، سر به افق مي سايند.
با نگاهت، ديگران را متر نكن!
سر سكوت كه باز مي شود، سر حرف بسته خواهد شد!
بخش پنجم
با نگاهش، خودش را معرفي كرد!
براي خنديدن، حتماً نبايد 32 دندان داشت!
نگاه كن! باران، پايان ابر نيست!
در امواج صدايت، محبت موج سواري مي كند!
دريا، در خودش غرق نمي شود!
فواره، در خودش ترقي مي كند!
آب گل آلود، پر از ماهي هاي گل آلود است!
بخش ششم
باغ سكوت، پر از گلهاي نشكفته است.
با گل، به ميهماني زنبورها مي رويم!
بلبل، بدون توجه به خار، عاشق گل است.
ترانه ها را با موسيقي، قاب گرفتم!
بعضي شعر ها، بوي كباب مي دهند!
ابرها، براي بخشش، ناخن خشكي نمي كنند!
خط روي آب را، فقط باد مي تواند بخواند!
بخش هفتم
با حركت، سكوت را دست انداختم!
شيريني، در خون قند جريان دارد.
مادر، گره ته تسبيح است.
دست انداز، همه را دست مي اندازد!
ماندلا، روي همهء سياهان را سفيد كرد.
تلخي زبان، از نگاه نشات ميگيرد!
بعضي زبان ها، كفتر صلحند.
بخش هشتم
رودخانه خود را در خوشي دريا غرق كرد!
كوير، بزرگترين سكوت آفرينش است!
سنگ هر كس را به سينه بزني، تنها سنگ خورده اي.
با تيرگي چشمانت به دنيا نگاه نكن!
خنده هايت را براي روز مبادا، نگه ندار!
نگاهم را، اشكم، نقش بر آب كرد.
گاهي براي شنيدن، بايد خوب نگاه كرد!
بخش نهم
كلاغ ها، جهان را سياه نمي بينند!
با نگاه قورباغه، درياچه را نگاه كن.
نيلوفر آبي، تخت آفتاب گرفتن قورباغه هاست!
در دنياي اينچنين! بايد هم مرغ آزادي،آنفلونزا بگيرد!
شيرجه قورباغه، خواب دريا را آشفت.
قلب آدم برفي، سفيد است!
خارها، انگار خوار، آفريده شده اند.
بخش دهم
سابقه ابرهاي سياه، پيش آسمان، خراب است!
كوه، با قله به اوج ميرسد!
سكوت كوه، از خشكي دره نشات ميگيرد!
كوه هاي كم طاقت، آتشفشانند!
قلبم را در كلمات، تزريق مي كنم.
بعضي ها، بين سكوت هايشان، حرف مي زنند!
سكوت، از قحط سالي كلمات، لذت مي برد!
بخش يازدهم
تنها خطي كه همه مي توانند بخوانند: خط فقر!
زمان، در ساعتم غلت مي خورد!
با نردبان ترقي، هم مي تواني به بالا و هم به پايين بروي!
دار مكافات، طناب ندارد!
سري كه درد نمي كند، به چه درد مي خورد؟
نان را از هر طرف بخوري، نان است!
حبابها، نفسشان را حبس كرده اند و به سمت بالا مي روند.
بخش دوازدهم
پايان دانه شروع درخت است!
درخت، حوصله برگ زرد را ندارد.
آيا مي تواني برگ برگ درخت را بخواني؟
ذهن تمام درخت ها، سبز است.
براي حياط خانه، يك درخت صد هزاربرگي خريدم!
در هر برگ، نگاه شاخه اي موج مي زند.
مثل درخت، بايد با آغوش باز به استقبال باران رفت.
بخش سيزدهم
سيب، به اندازه توانايي اش، بزرگ مي شود!
چاقو را تا دسته، در شكم هندوانه فرو كردم!
سير، از دستم در آب افتاد و سيرآب شد!
در هواي سرد، اغلب كلاه سرشان مي رود!
هيچ دندانپذشكي، نمي تواند دندان طمع را بكند!
قلبم، خون مخابره مي كند!
پس از مرگ، دستمان، كوتاه مي شود!
بخش چهاردهم
هيچ وقت، بالهايت را به كسي قرض نده!
از خودمان، قفس نسازيم!
لحظه ها را جاودانه كن، تا بماني!
آتش هم، مثل حسادت اول و بيشتر خودش را مي سوزاند!
خودم را با آئينه، قاب گرفتم.
آدم هاي يك دنده، سرعتشان كم است!
اگر بت ها را نشكني، آنها تو را خواهند شكست.
بخش پانزدهم
براي رسيدن به قله، بايد از دره ها عبور كني.
از فرودگاه سكوت، به آسمان تخيلات پرواز كردم.
زمين، با آتشفشان، خودش را تخليه مي كند.
آسمان، بالاتر از تمام قله هاست.
گاهي اگر خاموش باشي، بسياري چيزها روشن خواهد شد.
ناب ترين لحضات را با كلمات، قاب مي گيرم.
خيلي ها با سكوتشان، حرف مي زنند!
بخش شانزدهم
نور هايي كه در آسمان مي درخشند، نامه هاي عاشقانه اند!
به رنگ ها گوش كن! از درد نقاش، سخن مي گويند.
از جهاني كه رد مي شود، بايد رد شد!
اگر دريا را در خويش بيابي، هميشه شناور خواهي بود.
زمين، ريشه تك تك درخت ها را مي شناسد.
پل، براي گذشتن است، نه براي اقامت!
اگر دريا باشي، از تو مرواريد، مي توان اميد داشت.
بخش هفدهم
رنگ ها كه ازدواج مي كنند، رنگين كمان متولد مي شود.
حبابها، هرگز خفه نمي شوند.
قصه پروازت را باور كنم يا نردبان پشت سرت را؟
به او كه برخوردم، به او برخورد!
آدم هاي گرسنه، تشنهء رنگهاي سيرند!
زن ها، حساب جاري دارند و مرد ها، حساب باجناق!
سنگ پشت ها، دمر نمي خوابند.
دوست عزيز حال شما مي توانيد با فكري بازتر و شيوه اي جزابتر پيام كوتاه براي دوستانتان ارسال كنيد و نيز اس ام اس هاي زيباي خود را با نام خودتان در اين مرجع پيام كوتاه ما ثبت و بدون هيچ زحمتي در اختيار ديگر دوستانتان قرار دهيد.ء